سالانه هزاران نفر در فرانسه مسلمان میشوند
واحد مرکزی خبر نوشت:
به گزارش شبکه تلویزیونی العربیه، بیشتر کسانی که در فرانسه به دین اسلام گرویده اند، زنان هستند.
جنیفر زن فرانسوی است که از هشت سال پیش مسلمان شده و با یک مرد مغربی ازدواج کرده است.
وی هم اکنون در «بنیاد علوم انسانی اسلام و اروپا» در پاریس زنان فرانسه تدریس می کند.
خانواده لائیک جنیفر پس از مسلمان شدن وی با او قطع رابطه کرده اند و پدرش حتی به تماسهای تلفنی او جواب نمی دهد.
جنیفر در سفر به برزیل به دین اسلام گروید و از زمان سفر به تونس، حجاب اسلامی را رعایت می کند.
وی درباره مسلمان شدنش می گوید.. ” در حال سفر به کشتی به برزیل بودم که طوفان شدیدی آغاز شد و نزدیک بود کشتی غرق شود. در آن زمان، به اهمیت اعتقاد به خدا پی بردم.”
هیچ آمار رسمی از شمار شهروندان فرانسوی که مسلمان شده اند وجود ندارد، اما مطالعات بسیاری نشان می دهد که شمار فرانسویهایی که به دین اسلام گرویده اند به شصت هزار نفر می رسد و هر سال به طور متوسط سه هزار و ششصد نفر به تعداد آنان اضافه می شود.
سی و هفت درصد از این فرانسویها برای ازدواج با مردان یا زنان مسلمان، دین اسلام را پذیرفته اند.
گرویدن به اسلام در شهرهایی از فرانسه مانند مارسی و لیون که در آنها مسلمانان زیادی سکونت دارند، بیشتر است
http://www.khabaronline.ir/news-25312.aspxمست يار در قسمت نظرات سيامك چنين نوشته از قول درويشي كرندي كه من فداي لبانش شوم
...يك
قطعه شعر از عارف گرانقدر به اطلاع برسانم
ياران دادن پيم / ايميش ويطوره باطن دادن پيم
اگر بزانيم اصول دين ويم / اوسا مزانيم سرسپرده كيم
اصول دين پنجن هر پنجش مورن / هر مور و مواش وراسي جورن
اول توحيدن يعني حيدرن / دهند روزي جهان يكسرن
لاشريك مولا نه تاي دريا بي / له در بر آما اسمش مولا بي
دوم عادلن صاحب ذوالفقار / سقام لنگر جه بر تا وبار
ظلم و ظلالت له بارگاش نين / نه هفتاد و دو دين اعلا علين
سوم علين له كل كار آگاه / و ظاهر امام و باطن خدا
چوارم نبوت و آيه دفتر / دون و دون آما تا وپيغمبر
جلا دا و شرع شرع شريعت / خلقان غافل كرد نراي حقيقت
پنجم معادن بعدا نبوت / خيزان محمد ديوان امت
منيشو او تخت خواجاي بنيامين / الماس مگيرو نشار يمين
داود مكيشو جهان و هشت سر / منمانو وه صف منمانو وه حشر
موسي منويسود يك يك چه دفتر / بدان سر نگون نيكا چه نظر
هركس مواد بطش بطينن / معناي اصول دين يارسان اينن
يه قلي واتن شلاق چنبرن / له لاي حكاكان خيلي ضرورن
..................................................................
نقد يار علي بر درويش قلي كرندي
درويش قلي جان جانم فدات بو
علي امامه _خدا خدات بود
دوكس هلاك بي و قول علي
يكي غلوه هزار بار بلي
هلك فيّ دو دسته جاهل
دوست افراطي دشمن قاطي
دونادون حرف باطل و لقه
امام هشتم كه حرفي حقه
من قال بالتناسخ فهو كافر
عيون الاخبار سيل كه برادر
حرف تناسخ حرف كافره
عيون الاخبار بچو بخره
درويش قلي حق يا امام رضا
دونا دون نويس ايماني عزا
ميره بيگي كه نوساس مقاله
و مقداري شعر دايه حواله
شعر قاطي ديري آيه درسته
حرف خداون رتبه ي نخسته
مشعشعیان حدید
قابل ذكر است كه صحت مطلب به عهده منبع مقاله مي باشد و نيز در ادامه مطلب نام امرا است ودر مشعشعيان جديد حكومت نداشته اند بلكه شجره است
- سید محمد ثانی مقلب به محمد بیگ فرزند سید مبارک (1017 ال 1080 ه.ق)
- آتش بیگ بن محمد بیگ (۱۰۵۳ الی ۱۱۱۴ ه .ق )
- محمد امام قلی خان بن اتش بیگ
- سرخوش بیگ بن امام قلی خان (۱۱۲۷ الی ۱۱۵۰ ه.ق)
- میرزا عباس بیگ بن سرخوش بیگ متوفی ۱۲۱۲ ه.ق
- میرزا نظام بن میرزا عباس بیگ متوفی ۱۲۳۵ ه.ق
- شاه آقا میرزا بن میرزا نظام متوفی ۱۲۸۸ ه .ق
- عبدالعظیم میرزا بن شاه آقا میر زا متوفی ۱۳۳۵ ه. ق معرف به آبش
- محمد حسین میر زا بن عبدالعظیم میر زا متوفی ۱۳۵۷ ه. ق
- منصور میرزای مشعشعی بن محمد حسین میرزا متولد ۱۲۹۱ ه. ش
- سید نظام الدین مشعشعی بن منصور میرزا متولد ۱۳۱۲ ه. ش (درقید حیات )
- سید سهام الدین (سام ) بن سید نظام الدین مشعشعی متولد ۱۳۳۷ ه.ق (درقید حیات )
- سید دانیال بن سید سهام الدین مشعشعی
منبع:
http://www.mehranteymuri.blogfa.com/http://alhagh.blogfa.com./cat-19.aspx سير مشعشعيان قديم
http://alhagh.blogfa.com./cat-20.aspx اقدامات مولا مطلب
سيد مطلّب موسوى مشعشعى، پدر سيد
مبارك خان را بايد يكى از علماى برجسته و
تأثيرگذارِ اواخرِ قرن دهم هجرى ناميد. او فرزند سيد
بدران بن سيد فلاح بن سيد محسن بن سيد محمد مشعشعى است و با چهار پشت به بنيانگذار حكومت مشعشعيان، يعنى سيد محمد بن فلاح مىرسد
. سيد مطلّب بدون آن كه سوداى قدرت و فرمانروايى در سر داشته باشد، به جاى وارد شدن در حوزهى قدرت و منازعات مرتبط به آن، با روى آوردن به
اقدامات و فعاليتهاى فرهنگى، منشأ خدمات شايانى گرديد و نام نيكى از خود به جاى گذاشت. او جزء معدود
موالىِ مشعشعى
بود كه پدرش سيد بدران، برادرش سيد سجاد و پسرش سيد مبارك، همگى فرمانروا و حاكم بودند، اما او بر
اريكهى قدرت ننشست و به فكر به دست آوردن آن نبود. همين خصلت سيد مطلّب سبب گرديد تا دورهى او، عصر
طلايىِ مشعشعيان
در عرصهى علم و ادب باشد و پس از آن، علماى چندى از خ اندان
مشعشعى پا به عرصهى وجود گذارند.
سيد مطلّب پس از به قدرت رسيدنِ
پسرش سيد مبارك، از قدرت و نفوذ او براى بسط، ترويج و
آموزش علومِ آن دوره، استفاده كرد. او با دعوت از شيخ عبداللطيف جامعى و تأسيس مدرسهى علوم دينى در حويزه، به تربيت نسل جديدى
از امراى دانشمند و دانشپرورِ مشعشعيان، همت گما شت.
به هر حال، روحيهى علم اندوزىِ امراى مشعشعى كه با درايت و دانشپرورى سيد مطلّب آغاز شده بود، فقط تا دو يا سه نسل ادامه يافت. پس از سيد على بن سيدعبدالله (سال1128ق) مشعشعيان هيچگاه افراد دانشمند و دانشپرورى چون: سيد خلف و پسرش سيد على به خود نديدند. ا ز سرنوشت مدرسهى علوم دينى حويزه كه به همت سيد مطلّب و با مديريت شيخ عبداللطيف جامعى تأسيس شده بود، اطلاع دقيقى در دست نيست؛ مدرسهاى كه مىتوانست با ادامه و گسترشِ فعاليتِ خويش، نسلهاى جديدى از علما و فضلا را تربيت كرده و حويزه را مركز و قطب علمى گردان د؛ اما كشمكشها و تنازعاتِ درون خاندان مشعشعيان و افزايش بىرويه و لجام گسيختهى ميل و علاقه به قدرت، به همراه اختلافات و دستهبندىهاى خاندانى، سبب گرديد تا حويزه به جاى پيشرفتِ در حوزهى علم و ادب، دچار پسرفت گردد. سرانجام كار بدانجا مىرسد كه مطلّب ديگرى، يعنى مولا مطلّب، پسر سيد محمد بن سيد فرج الله، در سال 1175 قمرى با پاشاى بغداد متحد شده و با لشكر انبوهى بر شيخ سلمان، شيخِ خردمند و كاردانِ كعبيان، يورش برد.
ادامه مطلب
کل کاظم، معجزه بزرگ قرن ما
شايد شما هم داستان محمد کاظم کريمي فرزند عبدالوهاب ملقب به کربلايي کاظم ساروقي را شنيده ايد که بنا بر ادعاي علماي اعلام، کشف الآيات ناطق قرآن در زمان ما بود.
مردي مصفا به صفاي باطن، و طاهر به طهارت روح، که در اثر پرداخت زکات، تهجد و شب بيداري، و پرهيز از غذاي شبهه ناک، به مراتب والاي معنويت دست يازيده بود. و همين ويژگيها موجب شد تا به اعجاز الهي حافظ کل قرآن گردد.
آوازه شهرت او به دليل خلوص و سادگي اش در کتمان اين واقعه، تا مدتها از ده و ولايت او فراتر نرفت اما چنانکه سنت الهي است، خداوند، بندگان مخلص و پارسا، و در عين حال گمنام و شهرت گريز خود را، دير و زود به رخ جهانيان خواهد کشاند.
ديري نپاييد که صيت شهرت او از مرزهاي ده و ديار او درگذشت و شهره آفاق گردون گرديد.
آيتالله العظمي مکارم شيرازي نقل مي کنند:
http://kharamid.blogfa.com/post-856.aspxادامه مطلب
شفای نا شنوا
. شخصی به نام ابوسلمه می گوید:
خدمت امام جواد علیه السلام رسیدم در حالی که به ناشنوایی شدیدی دچار بودم. از امام خواستم مرا شفا دهد. امام علیه السلام بر سر و گوشم دستی کشید و دعایی خواند، آنگاه فرمود:«بشنو.»
سوگند به خدا در آن لحظه شفا یافتم و از آن پس، صداهای ضعیفی را که هیچکس نمیشنود، من با گوشهایم میشنوم.
منابع:
بحار الانوار، ج ۵۰، ص ۵۷.
خبر داشتن از مرگ زن
عمران پسر محمد اشعری می گوید:
نزد امام جواد (ع) رفتم و گفتم:«امّ حسن خدمت شما سلام رسانده و از شما درخواست کرده یکی از جامههایتان را به عنوان کفن به او عنایت کنید.»
امام جواد علیه السلام فرمود:«نیازی به این کفن پیدا نمیکند.»
از خدمت امام جواد علیه السلام خارج شدم ولی معنای گفتار امام را نفهمیدم. پس از آن خبر رسید که امّ حسن سیزده یا چهارده روز پیش مرده است.
منابع:
بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۴۴، ح ۱۱
هیئت بطلمیوسی هفده قرن بر فکر بشر حکومت کرد و پس از آن کپرنیک (۱۵۴۴ م ) هیئت جدید (هیئت کپرنیکی) را ارائه داد که بر اساس آن زمین به دور خورشید میچرخید؛ ولی شکل چرخش را دایرهای میدانست که پس از کپلر(۱۶۵۰ م) شکل بیضوی گردش زمین به دور خورشید را کشف کرد. سپس عقیده این دو نفر توسط گالیله ایتالیایی مدلل گردید ۱۸ و از آن پس نظام منظومه شمسی به صورت نوین پایهگذاری شد که سیارات به دور خورشید میچرخد (عطارد ـ زهره ـ زمین ـ مریخ ـ مشتری ـ زحل ـ اورانوس ـ نپتون ـ پلوتون ).
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=355197
ادامه مطلب
دلايل عقلى بر عصمت انبياء:
نخستين دليل عقلى بر لزوم عصمت انبيا (ع) از ارتكاب گناهان اين است كه هدف
اصلى از بعثت ايشان راهنمايى بشر بسوى حقايق و وظايفى است كه خداى متعال
براى انسانها تعيين فرموده است و ايشان در حقيقت, نمايندگان الهى در ميان
بشر هستند كه بايد ديگران را به راه راست, هدايت كنند. حال اگر چنين
نمايندگان و سفيرانى پاىبند به دستورات الهى نباشند و خودشان برخلاف
محتواى رسالتشان عمل كنند مردم, رفتار ايشان را بيانى مناقض با گفتارشان
تلقى مى كنند و ديگر به گفتارشان هم اعتماد لازم را پيدا نمى كنند, و در
نتيجه, هدف از بعث ايشان بطور كامل, تحقق نخواهد يافت
.........................................................................................................
قبل از رجوع به ادامه مطلب چند نكته لازم است دقت كنيم
آيا ترك نماز و روزه گناه نيست. اگر نماز پوست است و نذر مغز پس چرا امام علي (ع) نذر و روزه هر دو را داشتند.
آيا رهبران اهل حق معصومند (به اصل تناسخ )
ادامه مطلب
تقليد در اصول دين جايز نيست
تعصب عقل را كور مي كند
چشم و هم چشمي باعث ادامه دين باطل مي گردد
سيد بودن مدرك و شجره مي خواهد
سيد گناه كار و مرتد از قران مثل پسر نوح است
اولین رهبر اهل حق
از لحاظ جغرافیایی محمد بن نصیر نمیری بصری متوفای (279 ه.ق) که سر منشاء این فرقه می باشد در عراق بوده است ولی بعدها شاگردان او در ایران و سپس به سوریه رفتند و در این بین ارتباط منطقه نصیریه نشین سوریه با ایران قطع نشد و بارها کوچ قبیله هابی اهل حق نشین از سوریه به مناطق لرنشین ایران صورت گرفت .
.بعد ازمحمد بن نصیر نوبت به ابوعبدالله ... جنبلایی رسید که مدتی در ایران عجم در منطقه جنبلاء که به نظر می رسد همان گنبله باشد که اکنون در کنار کوه خانگرمز درحوالی تویسرکان بوده که مجاور روستای اهل حق نشین قلقل می باشد. بعد از ایشان نام خصیبی و بهلول ماهی و شاه خوشین را می یایبیم . بعداز شاه خوشین نیزاز بابا ناووس نام می برند . اما شخصیتت برتر این فرقه بعد از محمد بن نصیر سلطان اسحاق یا بابا اسحاق می باشذد که در تاریخ موسس فرقه بابائیان می تواند باشد .
خاندان های اهل حق
اگر سلطان اسحاق نبود فرقه اهل حق معلوم نبود چه شکلی به خود می گرفت و آنچه مشخص است وی برای این فرقه تشکیلاتی ریخت ومراسم خاصی ترتبی داد و خاندانها را ترتیب داد . هفتوانه از ابتکارات سلطان اسحاق می باشد . اگرچه بعد ها از هفت فرقه به یازده فرقه اهل حق در ایران توسعه یافت . فرقه های موجود اهل حق در ایران عبارتند از :
۱-شاه ابراهیمی-۲- بابایادگاری۳-خاموشی۴- میر سور۵-حاجی بابو عیسی ۶- ذوالنوری۷- عالی قلندری ۸-سید مصطفی ۹- شاه حیاسی ۱۰ -آتش بیگی ۱۱- باباحیدری
از نظر نورعلی الهی سه خاندان اخیر در دوران بعد از سلطان اسحاق یعنی در قرن ۱۱ و ۱۲هجری درست شده اند (برهان الحق ص ۷۳)
از لحاظ اعتقادی این فرقه بر دو اصل حلول و تناسخ استوار است وفرق تناسخ اهل حق با تناسخ هندوها در عدد1001بار چرخش ا رواح در ابدان متعد د است که درتناسخ مربوط اهل حق وجود دارد و در تناسخ هندی چنین محدودیتی وجود ندارد .
ادامه مطلب
