html> اهل حق شناسی علمی نه تقلیدی - خان الماس (1052-1138ه.ق.)

بنام خدا

مقاله ای از دوست عزیز اهل حقم ایمیل شده بود که جالب است بخوانید البته مختصری هم نقد در پایان به آن زده ایم

 

دوست عزيز

خان الماس (1052-1138ه.ق.) و خان آتش(1053-1114 ه.ق.).این دو ذات با هم برادر بودند. لازم به توضیح است که خاندان آتش بیگی توسط خان آتش تشکیل گردیده است و خان الماس نیز از یاران او بوده است. خان آتش تا آخر عمر در آذربایجان زندگی کرده و کلامات خود را بیشتر به زبان ترکی بیان نموده ولی خان الماس بر خلاف او، حهت رهبری مریدان از آغاز نوجوانی به لرستان رفته ودر منطقه ای بنام دیه نور که اکنون نور آباد ساکن گزیدند و بهمین جهت کلامات و اشعار او بر خلاف خان آتش و نوادگانش که بزبان ترکی می باشند، به گویش لری و لکی سروده است. «كلام خان الماس» به پیروی از سنت كلام‌های پیشین مصرع‌های ده هجایی آن (دو بخش پنج هجایی) بصورت دوتایی و بیشتر با هم قافیه می‌گردند. لازم است بدانیم که حسن خان بیگ یکی از پسران خان الماس با شهر بانودختر خان آتش ازدواج نموده و از لرستان به آذربایجان رفته تا در خدمت خان آتش باشد. لذا اشعارش برخلاف پدر به زبان ترکی سروده شده است. نوادگان او در بسیاری از شهرها و روستاهای تبریز، ماکو، قره قویون، ارومیه، قره داغ، نوای مراغه، لرستان، تهران، کلاردشت و کرمانشاهان برجای مانده اند. سید الماسی در تبریز، سید جبرییل مرادی در ارومیه، سید همت در نوای مراغه، سید حافظ در محال قره قویون، سید خانعلی در عاشقلوی قره داغ (سرجم)، سید حمزه در کالـله(سرجم) و سید اسد حسینی در جم خانه تهران(سرجم) از نواده خان الماس می باشند. لازم بذکر است که محمد حسن آقا تبریزی (شاه حسن) نیز ا ز نوادگان حسن خان بیگ پسر ارشد خان الماس بود.      خاندان آتش بیگی مشعشعی یکی از یازده خاندان علویان (اهل حق) بشمار می رود و با ده خاندان دیگر، از زمان سید محمد مشعشع دارای پیوند و ائتلاف بوده و همه رهبران و بزرگان علوی (اهل حق) را گرامی داشته و کلام گویان بزرگ این خاندان مانند خان الماس، اعلی الدین، ملانیاز و ... کلامهای بسیاری در وصف آن بزرگان سروده اند. بعد از رحلت خان آتش فرزند او امام قلی خان در حوالی مراغه و روستای آتش بیگ بر مسند ارشاد این خاندان جالس گردید. اولادان خان آتش تا سال 1150 ه.ق. ساکن نواحی اطراف مراغه بودند و در این سال توسط نادر شاه به خراسان تبعید شدند و پس از مرگ نادر شاه در سال 1160 ه.ق. به کرمانشاهان مهاجرت نمودند. مقبره ایشان (اجاق بند علی بیگ) نیز در روستای آتش بیگ زیارتگاه علویان خصوصا آتش بیگلو ها می باشد. بعد از رحلت امام قلی خان پسر ارشدش سرخوش بیگ بجای او نشست. دوره مسند داری وی (1127-1150 ه.ق.) مصادف با اواخر حکومت شاه سلطان حسین صفوی و تسلط افاغنه در حکومت مرکزی و سلطنت نادر شاه افشار (1148-1160 ه.ق.) بود. آنچه روایت است، سرخوش بیگ در اواخر عمر به خاطر مخالفت با نادر شاه از روستای آتش بیگ که در 80 کیلومتری مراغه قرار دارد، بشهر مراغه آمده و عده زیادی از پیروانش در همان زمان طی چند ماه بمرور به دنبال او بوی ملحق می شوند از آتش بیگ کوچ کرده و در شهر و روستاهای شمال غربی و مجاور مراغه بخصوص در روستای نوا ساکن می شوند. نادر شاه علیرغم مخالفت با سرخوش بیگ، تا زمانیکه او زنده بود، بخاطر تعداد بیشمار پیروان او و وجه ایکه در آن نواحی کسب کرده بود، در صدد تبعیضش بر نیامد اما پس از رحلتش در بفاصله چند ماه به لحاظ اینکه جانشینش میرزا عباس بیگ جوان بود، آنها را از مراغه و اطراف آن به خراسان تبعید کرد.[1]  اعتماد السلطنه که در عصر ناصرالدین شاه می زیسته است، در کتاب خود آورده است: "بنا بر تفتیشات، اجداد این اجاق (خاندان آتش بیگی) در آتش بیگ کندی سکنی داشته، در سلطنت نادر شاه به خراسان رفته، بعد از قتل آن سلطان قهرمان به قوچان نزول کرده، راه کرمانشاهان را پیش گرفته، دیگر به خیال آذربایجان نیفتادند."[2] میرزا مهدی استرآبادی در کتاب خود در ذکر وقایع پس از مرگ نادر شاه (1160 ه.ق.) می نویسد: "و تمامی ایلات از افشاریه و سایر ایلات عراق و آذربایجان و فارس که خاقان گیتی ستان کوچانیده، در ممالک خراسان سکنی داده بود، فرصت یافته کوچیده و روانه اوطان خود شدند."[3] بنابراین تاریخ ورود سادات آتش بیگی و پیروان آنها به کرمانشاهان چند ماه مانده به پایان 1160 ه.ق. صورت گرفته و از آن تاریخ به بعد مرکزیت 100 ساله خاندان آتش بیگی در آذربایجان از تاریخ  1051 ه.ق. (سال آمدن شاه محمد بیگ از خاک عثمانی به مراغه) تا 1150 ه.ق. (مهاجرت میرزا عباس بیگ به خراسان) به پایان رسید و در این مدت چهار تن از بزرگان این خاندان یعنی محمد بیگ، آتش بیگ، امام قلی خان و سرخوش بیگ در دیار آذربایجان به ارشاد پیروان خود پرداختند. گویا بعلّت‌ مصادره‌ املاك‌ آنان‌ در آذربایجان،‌ املاك ‌هرسین‌ را به‌ این‌ خانواده‌ می‌دهند و میرزا عباس بیگ نیز بجای آذربایجان به گره بان کرمانشاهان انتقال پیدا میکند.

 

 

 

[1]  دلفانی، سیلوش، تاریخ مشعشعیان، ص 232-245[2]  یادداشت های اعتماد السلطنه، نسخه خطی (بنقل از دلفانی، سیلوش، تاریخ مشعشعیان، ص 246 )[3]  استرآبادی، میرزا مهدی، تاریخ جهانگشای نادری، ص 545شجره نامه جدید ایشان بنا به اسناد و مدارک موجود به شرح زیر آورده می شود:•                  سید محمد ثانی مقلب به محمد بیگ فرزند سید مبارک (1017 - 1080 ه.ق.) •                  آتش بیگ بن محمد بیگ (۱۰۵۳- ۱۱۱۴ ه .ق. ) •                  محمد  امام قلی خان بن آتش بیگ (1070-1127 ه .ق.)•                  سرخوش بیگ بن امام قلی خان (دوره مسند داری وی ۱۱۲۷ - ۱۱۵۰ ه.ق) •                  میرزا عباس بیگ بن سرخوش بیگ متوفی ۱۲۱۲ ه.ق •                  میرزا نظام بن میرزا عباس بیگ متوفی ۱۲۳۵ ه.ق •                  شاه آقا میرزا بن میرزا نظام متوفی ۱۲۸۸ ه .ق •                  عبدالعظیم میرزا بن شاه آقا میرزا متوفی ۱۳۳۵ ه. ق معرف به آبش •                  محمد حسین میرزا بن عبدالعظیم میرزا متوفی ۱۳۵۷ ه. ق •                  منصور میرزای مشعشعی بن محمد حسین میرزا متولد ۱۲۹۱ ه. ش

 

بنام خدا

 

درج این مقاله به معنای تایید تمام مطالب آن نیست

مطلب مورد نقد

-الف: ادامه نسل مشعشعیان با تفکر غالی گری را برخی محققان معاصر از نسل مولا علی فرزند سید محمد مشعشع بنیان گزار مشعشعیان می دانند  نه سید مبارک که شرح آن می آید.

 

محققانی مثل مدرسی چهار دهی  می نویسند :

«ناگفته نماند سيّد على مشعشعى تيره آتش بيگى را بنياد نهاد و خانواده وى پس از وى

به آذربايجان و كرمانشاه و فارس مهاجرت كردند و در شيراز به مولائى مشهور گشتند

و عده‏اى به شهر كرمانشاه عزيمت كردند. پسر بعد ازپدر بر مسند تيره آتش بيگى جالس

شدند. خاندان سيّد محمّد مشعشع اينك در حويزه بسر مى‏برند. رئيس عشيره نام خود را

مولا نصراللّه گذارده و پسر مولا عبداللّه ناميده مى‏شود.(3)

اين ناچيز با مولا نصراللّه دوستى و مودتّى داشت اكنون رهبر فرقه آتش بيگى

منصور مشعشعى است.(4)»

________________________________________

1-        -اسرار فرق     خاکسار-    مدرسى چهاردهى، ، ص 1 248

2-                                                                    2- مدرسى چهاردهى، همان.

3-مدرسى چهاردهى، همان، ص 163

4-همان ، چاپ اول، ص 248(متأسفانه در چاپ دوم اين قسمت و بعض مطالب ديگر

حذف كرده‏اند.)

.

 

مشعشيان (123)

________________________________________

آنچه مسلم است مولا مبارك به كمك علما از جمله مولا عبد الطيف جامعى در

حويزه ريشه تندروى‏هاى غاليانه مشعشعيان را سست و يا ريشه كن نمود.(1)

مشعشعيان گرچه از ازل با اهل حق‏ها در حلول و غلوّ مشترك بوده‏اند حداقل در

برهه‏اى از زمان واجبات را رها كردند. ليكن توسط برخى از سران همين فرقه كه مستبصر

شده بودند و كمك گرفتن از علماء شيعه انحرافات خود را اصلاح كردند.(2) اگر چه برخى

از طايفه مشعشعى از نسل سيّد على مشعشعى راه پدر را ادامه داده و به گفته يكى از

محققان «اهل‏حقّ» مشعشعيان امروز در غرب كشور مانند نظام و منصور و سام از نسل او

مى‏باشند(3)

________________________________________

1-محمد على سلطانى، قيام و نهضت علويان زاگرس، ص 24.- احمد كسروى، مشعشعيان، همان،

صص 82-81. ( قابل ذكر است كه منصور مشعشعى در سال 1379 ه. ش فوت و در گره

بان هرسين از توابع كرمانشاه دفن شده است)

1-      محمدعلى سلطانى، قيام و نهضت علويان زاگرس، ص 24. -احمد كسروى، همان، صص 82-81.

2-      4-همان ، چاپ اول، ص 248.

 

 

 



تاريخ : جمعه چهارم شهریور ۱۳۹۰ | 16:14 | نویسنده : یار علی |
html>